یکی از مشکلات من!

امشب حالم گرفته بود. به خودم گفتم بشنم وباخودم فکر کنم ببینم مشکل چیه اصلا؟! از زندگی چی می‌میخوام؟! چرا حالم گرفته؟ و … همین طور که فکر می‌کردم، افکارمو می‌نوشتم تا به یه نتیجه ای برسم! نزدیک دوصفحه نوشتم و به چند نتیجه و چند نقطه مبهم رسیدم! یکی از نتیجه ها این بود: …

اواسط بیست و سومین سال زندگیم!

سلام دوستان خوبم امروز دوازدهم مهر ماه هست و مجددا تصمیم گرفتم که راجع به اتفاقاتی که توی این شش ماه واسم افتاد بنویسم. همین طور که به یاد دارید از اتفاقات سال گذشته انچنان راضی نبودم و این موضوع رو می‌شد از تصویر پست اینستاگرامی روز تولدم هم دید. اما به لطف خدا این …

پایان بیست و دومین سال زندگیم!

سلام دوستان خوبم الان ساعت حدود پنج و نیم صبح هست و شب رو تا صبح بیدار بودم. متاسفانه چند مدتی هست برنامه خوابم بهم خورده و شب ها خوابم نمیبره ، یهو به ذهنم رسید که میتونم از این فرصت برای به روز کردن بلاگم استفاده کنم. امروز روز تولدم هست اما شاد نیستم …

عبارتی کلیدی در زندگی من!

باسلام خدمت دوستان  و همراهان همیشگی امروز قصد دارم درمورد یک عبارت کلیدی صحبت کنم که اعتقاد ویژه ای بهش دارم و تقریبا از سال اول دانشگاه سعی کردم که اجراش کنم. اگر افرادی که سال گذشته با شما آشنا شده اند با افرادی که امسال آشنا می‌شوند تصویر یکسانی از شما در ذهن خود …

سال ۹۶ و تغییر مهم در ایده ها و کار ها!

سلام دوستان عزیزم! ببخشید که نتونستم در زمانی که گفته بودم وبلاگ رو به روز کنم واقعا سرم شلوغ بود! بعد از حدود ۱ ماه و چند روز تاخیر برگشتم تا درمورد یکی از هدف های کوتاه مدت خودم بیشتر صحبت کنم! اگر از دوستان غیر مجازی من هستید و تبریز زندگی می کنید احتمالا …

پایان بیستمین سال زندگیم!

بیست سال از عمرم گذشت و امروز شروع بیست و یکمین سال زندگیم بود. فکر میکنم حدود نیمی از عمر مفیدم را صرف کردم و به نظرم این بیست سال را به کسب تجربه پرداختم… سال های مختلف زندگیم به شکل های مختلفی سپری شده در سال های اولیه در بندرعباس زندگی کردم دوران نوجوانی …

سال جدید ،‌ تجربیات جدید!

سلام دوستان ! حدود ۴۵ روز از یادداشت قبلی من می گذرد و فکر میکنم زمان نوشتن یک یادداشت جدید فرارسیده باشد! در این ۴۵ روز سعی کردم به نکاتی که در یادداشت قبلی اشاره کرده بودم (وهمچنین موارد دیگری که امکان نوشتن آن در وبلاگ نبود)‌ توجه بیشتری کنم و سال تحصیلی جدیدم را براساس آن …

سال گذشته و سال پیش رو!

یک سال از زمان ورود من به دانشگاه گذشت و تا چند روز اینده مجددا به تبریز برمیگردم تا سال تحصیلی جدیدی را شروع کنم. در این یک سال شاید به اندازه ده سال تغییر کردم ،‌چیز های جدیدی اموختم و البته سختی های زندگی را بیشتر چشیدم خودم هم میدانم که دیگر ان مهدی تمدن قبلی نیستم …

چه زود دیر شد!

هیچ گاه روز‌هایی که ارزو داشتم هرچه زود‌تر ۱۸ ساله شوم تا محدودیت‌هایی که قانون و جامعه برایم ایجاد کرده بودند را رفع کنم را فراموش نمی کنم! اما امروز که ۱۹ و نیم سال از عمر من گذشته احساس میکنم که واقعا برای خیلی کار‌ها دیر شده! ایده‌های زیادی در ذهن من وجود دارد …